نمیدانم ها
که هزار شب شعر نوشتی و شاعر نشدی!! به من چه که هیچ کس قیمت مرواریدهای شکسته ی چشم دخترکان آفتاب را نمی داند!! نه تو نه من نه هیچ کس دیگر آفتاب را احساس نمی کند اما من دخترکان آفتاب را احساس میکنم مگر کدامین مادر دوباره می زایدمان که باید فریب فرداهای دیگر را بخوریم؟!!! خدایا" خسته ام از این همه تکرار ساده ی سلام ها و سکوتها و هزار گونه می گریزم از چنگ چرکین چندش آور مرگ! برگرد بانوی همیشه بهاری من دیری ست حوصله ی فهم فاصله را گم کرده ام برگرد ای دختر آفتاب!! (.مهدی.م)
به من چه
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت
23:23 توسط مهدی| |
| Design By : Night Skin |


