نمیدانم ها
بر کفر من نترس٬ کافر نمی شوم آغاز من تویی٬ آخر نمی شوم دل بسته ی که ای؟! زین سان به انتظار..... لعنت به چشم من٬ باور نمی شوم شیرین نبوده ام٬ در قاب نی شکر می می زنم ولی٬ ساغر نمی شوم حرفی به ارزش لیوان آب سرد ذهنم نمی رسد٬ از بر نمی شوم دیشب تورا خدا٬ می خواندم و کنون بیمار تو شدم٬ بهتر نمی شوم پروانه ناقص است٬ در ذهن من هنوز بی قافیه شدم٬ «شاعر» نمی شوم مهدی مرادی
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت
0:2 توسط مهدی| |
| Design By : Night Skin |


