نمیدانم ها
تو رفتی و به جای تو تمام این ستاره ها مرا نگاه می کنند و باز هم دوباره ها دوباره من خودم شدم دوباره باز تو خدا مدام می پرستمت به یاد آن شبانه ها من از زمین خاکی ام تو در میان آسمان و باز آتشی به پا نمودی و شراره ها تن مرا به سوگ تو دوباره ناز می کنند شرر به جان من زدی دوباره با شماره ها به یک نسیم دلخوشم که آتشت فرو کشد ولی نسیم من کنون میان سوگواره ها به انتظار مردنم مرا نگاه می کند دوباره من خودم شدم دوباره باز او خدا مهدی.م
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت
17:57 توسط مهدی| |
| Design By : Night Skin |


