تبليغاتX
نمیدانم ها


نمیدانم ها

 

 

دیروز

تو را برای همیشه فراموش کردم و

امروز دوباره دیروز تکرار شد

تا فردا خدا بزرگ است

گفته بودم که

 فراموش کردن بسیار ساده ست

تو بودی که عشق و جدایی را

به هم پیوند زدی

و خودت را آبی ترین عاشق نامیدی

اما هرگز نه عشق دیدی و نه عاشق بودی

فقط آبی شدی تا

دیگر حتی به آسمان نگاه نکنم

و دل خوش کنم به نسیمی که گاهی

فقط گاهی

شاید به من بوزد

................

ولی افسوس که

سهم من مال من نبود

و دوباره آتش گرفتم و

این بار................

 

بی خیال...

از خودت بگو

من که نیستم با که سخن می گویی؟!!!
من که نیستم آرزوهایت را از که می خواهی؟!!!
من که نیستم از که خاطره می سازی؟!!!

البته خب

من که نیستم  خیلی ها هستند!!

نمی دانم چرا امشب

خواب شب یلدا را می بینم

باز هم بی خیال

 

می بینی که چه راحت

برای چندمین بار فراموشت کردم؟؟؟!

مهدی.م

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 2:15 توسط مهدی| |


Design By : Night Skin