نمیدانم ها
چه خوب بود که می شد دوباره در بزنم به خوابگاه نگاهت همیشه سر بزنم تو پلک هم بزنی من محو تو بشوم بدون آنکه نگاهی به دور و بر بزنم به هر طرف که بخواهی دل مرا ببری و جا اگر بگذاری دوباره پر بزنم به هر کجا که تو باشی بیایم و این بار تو را بگیرم و یک بوسه مختصر بزنم همیشه پنجره را باز می کنم هر شب که تو بیایی و من هم دم از سحر بزنم چه احتمال بدی نه نمی کنم باور مرا نخواهی و من هی به تو ضرر بزنم چه خوب بود که می شد به انتها برسم به آرزوی دلم شاخه های تر بزنم (مهدی.م)
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت
2:7 توسط مهدی| |
| Design By : Night Skin |

