تبليغاتX
نمیدانم ها


نمیدانم ها

 

چه خوب بود که می شد دوباره در بزنم

به خوابگاه نگاهت همیشه سر بزنم

تو پلک هم بزنی من محو تو بشوم

بدون آنکه نگاهی به دور و بر بزنم

به هر طرف که بخواهی دل مرا ببری

و جا اگر بگذاری دوباره پر بزنم

به هر کجا که تو باشی بیایم و این بار

تو را بگیرم و یک بوسه مختصر بزنم

همیشه پنجره را باز می کنم هر شب

که تو بیایی و من هم دم از سحر بزنم

چه احتمال بدی نه نمی کنم باور

مرا نخواهی و من هی به تو ضرر بزنم

چه خوب بود که می شد به انتها برسم

به آرزوی دلم شاخه های تر بزنم

 

 

(مهدی.م)

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 2:7 توسط مهدی| |


Design By : Night Skin